تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
512
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
امّا از منابع خوبى استفاده كرده است « 1 » . به گفتهء او هنگامى كه خسرو ناگزير شد به مقابلهء بستام بشتابد سخت مىترسيد امّا به موجب خوابى كه سبهرايشوع اسقف لاشوم « 2 » در جرمايه ( گارامئا ) ديده بود آرام شد . پس از آنكه خسرو طاغى را مغلوب ساخت كارى كرد كه اسقف مزبور به جاى ايشوعيبه كه تازه وفات يافته بود به جاثليقى نسطوريان برگزيده شود . اين انتخاب در عيد فصح سال ششم سلطنت خسرو صورت گرفت . قسمتهاى اصلى اين داستان تا اندازهاى خود را تأييد مىكند . اين امر مسلّم است كه اين پادشاه مستبد خودخواه كه دستكم فاقد شجاعت بود مىخواست كسانى را كه با جنايت خونين راه او را براى وصول به تاج و تخت هموار كرده بودند از ميان بردارد . تا آن روز كه او در دور و بر خود كسانى را مىديد كه مىدانستند چگونه پادشاهى را از سلطنت بيندازند خود را در آسايش و آرامش نمىديد . اگر خسرو اين اشخاص را بىكيفر مىگذاشت وسوسهء خيانت در ديگران در تقليد از ايشان به همان اندازه پيدا مىشد . به علاوه ، كشتن قاتلان پدر براى او در حقيقت نوعى ثواب هم بود زيرا كفّارهاى براى همكارى او در اين خيانت بود . اين مطلب فرق نمىكند كه آيا او چگونه بندويه را كشته است : بر طبق آنچه دينورى گفته است ، يا آنچنان كه ثئوفيلاكتوس نقل كرده است . امّا گفتهء سبئوس كه بستام پس از قتل بندويه فرار كرد درست به نظر نمىرسد ؛ زيرا در اين صورت نمىتوانست سرزمينهاى پهناورى را از مملكت به چنگ بياورد و خود را پادشاه بخواند . اين امر ، يعنى تسلط بر سرزمينها و پادشاه خواندن خود ، از گفتهء فردوسى و دينورى بيشتر واضح مىگردد . به گفتهء اين دو او از جانب خسرو مرزبان خراسان و سرزمينهاى
--> ( 1 ) - السّمعانى a 444 ، b 443 ، III , I . ( 2 ) - نام اين محلّ در آثار نسطورى بسيار ذكر شده است و شايد نزديك دقوقى ( طاووق ، بر سر راه بغداد به اربيل ) باشد . يكى دانستن لاشوم و دقوقى ( السمعانى a 444 ، b 155 ( III , I , مبنى بر اين است كه گاهى اين دو حوزهء دينى مجاور متعلّق به اسقف يك حوزه مىشدند .